برخورد امام با فرزند
حدثنا أبوالحسین بن محمد بن أبی عباد و کان یکتب للرضا علیهالسلام... ما کان علیهالسلام یذکر محمدا ابنه إلا بکنیته یقول:
کتب الی أبوجعفر علیهالسلام و هو صبی بالمدینة، فیخاطبه بالتعظیم و ترد کتب أبیجعفر علیهالسلام فی نهایة البلاغة و الحسن.
ابوالحسن بن محمد که کاتب امام رضا علیهالسلام بود میگوید:
امام رضا علیهالسلام فرزند خود امام محمدتقی علیهالسلام را در حالیکه کودکی بیش در مدینه نبود، جز با کنیهاش یاد نمیکرد و میفرمود:
پسرم ابوجعفر علیهالسلام به من این چنین نوشته: و از او با تعظیم یاد میکرد و در نهایت بلاغت و زیبائی جواب نامههایش را پاسخ میداد.
عیون اخبار الرضا 266:2 ح 1
احسان و نیکی امام
إبراهیم بن العباس قال:
و کان [ابوالحسن الرضا] علیهالسلام کثیر المعروف و الصدقة فی السر و أکثر ذلک یکون منه فی اللیالی المظلمة، فمن زعم أنه رأی مثله فی فضله فلا تصدقوه.
ابراهیم بن عباس میگوید:
امام رضا علیهالسلام صاحب احسان و صدقهی نهانی بود و در بیشتر اوقات در شبهای تاریک این عمل را انجام میداد، و هر کسی گمان کند که در فضیلت همانند او را دیده است هرگز او را تصدیق نکنید.
بحارالانوار 91:49.
انفاق امام
عن معمر بن خلاد قال:
کان أبوالحسن الرضا علیهالسلام إذا أکل أتی بصحفة فتوضع قرب ما ئدته فیعمد إلی أطیب الطعام مما یؤتی به فیأخذ من کل شیئا، فیوضع فی تلک الصحفة، ثم یأمربها للمساکین...
معمر بن خلاد گوید:
امام رضا علیهالسلام به هنگام خوردن غذا، سینی بزرگی برایش آورده میشد و در کنار سفرهاش قرار میگرفت، و آن حضرت از بهترین غذاهایی که برایش آورده میشد مقداری برمیگزید و در آن مینهاد، سپس آن را برای فقراء میفرستاد.
بحارالانوار 97:49 ح 11
احترام به مردم
عن إبراهیم بن العباس قال:
ما رأیت أباالحسن الرضا علیهالسلام جفا أحدا بکلمة قط و لا رأیته قطع علی أحد کلامه حتی یفرغ منه و ما رد أحدا عن حاجة یقدر علیها.
ابراهیم بن عباس میگوید:
هرگز ندیدم که امام رضا علیهالسلام با سخن خود کسی را برنجاند و سخن کسی را قطع کند، تا اینکه سخن خود را تمام بکند، و هرگز حاجت کسی را که توان ادای آنرا داشت رد نمیکرد.
عیون اخبار الرضا 197:2 ح 7، بحارالانوار 90:49 ح 4.
برنامهی رسیدگی به امور مردم
عن الصولی قال:
حدثتنی جدتی... و کان علیهالسلام إذا صلی الغداة، و کان یصلیها فی أول وقت ثم یسجد فلا یرفع رأسه إلی أن ترتفع الشمس، ثم یقوم فیجلس للناس أو یرکب.
از صولی روایت شده که گفت:
مادربزرگم [که مدتی افتخار خدمتکاری امام رضا علیهالسلام نصیبش شده بود] به ما گفت: امام رضا علیهالسلام
پس از خواندن نماز صبح در اول وقت، سر به سجده میگذاشت، تا هنگامی که آفتاب بالا میآمد، سپس برای رسیدگی به امور مردم [و برطرف نمودن حوائج آنان] مینشست و یا سوار شده پی کارهای دیگر میرفت.
بحارالانوار 90:49 ضمن ح 2.
مهمان نوازی امام
عبید بن أبی عبدالله البغدادی عمن أخبره قال:
نزل بابی الحسن الرضا علیهالسلام ضیف و کان جالسا عنده یحدثه فی بعض اللیل فتغیر السراج، فمد الرجل یده لیصلحه فزبره أبوالحسن علیهالسلام ثم بادر بنفسه فأصلحه ثم قال علیهالسلام:
«إنا قوم لا نستخدم أضیافنا.»
عبید بن ابی عبدالله بغدادی از شخصی نقل میکند که گفت:
در محضر امام رضا علیهالسلام بودم که میهمانی بر او وارد شد، هنگامی که امام با میهمان مشغول صحبت بود، شعلهی چراغ تغییر کرد، میهمان دستش را دراز کرد تا آن را اصلاح کند، امام علیهالسلام او را از این کار بازداشت و خودش آن را اصلاح نمود، سپس فرمود:
«ما مردمی هستیم که میهمانان خود را به کار نمیگماریم».
بحارالانوار 102:49 ح 20.
امام و نصیحت زمامدار
قال المفید:
کان الرضا علی بن موسی علیهالسلام یکثر وعظ المأمون إذا خلابه و یخوفه و یقبح له ما یرکبه من خلافه و کان المامون یظهر قبول ذلک منه و یبطن کراهیته و استثقاله.
مفید علیه الرحمه میگوید:
امام رضا علیهالسلام هنگامی که با مأمون خلوت میکرد او را زیاد موعظه مینمود و از خدا میترساند، و کارهای خلافی را که مرتکب میشد تقبیح مینمود. و مأمون در ظاهر اظهار قبول کرده و ناراحتی و سنگینی آن را پنهان نمود.
بحارالانوار 308:49 ح 18.
طبقه بندی: احادیث رضوی،
:: بازدید از این مطلب : 306
|
امتیاز مطلب :
|
تعداد امتیازدهندگان :
|
مجموع امتیاز :